روز سخت
شب ساعت 3 با صدای گریه پسر گلم بیدار شدم،گشنه اش شده بود . نشستم و بغلش کردم و شروع کردم به شیر دادن . مثل همیشه بعد از اینکه سیر شد و دهنش رو کشید سرش رو به شونه ام تکیه دادم و آروم آروم به پشتش زدم که آروغ بزنه،طبق معمول کمی از شیرش رو برگردوند.
توی تاریک روشن نور چراغ خواب حس کردم رنگ شیری که برگردونده طبیعی نیست. سریع چراغ اتاق رو روشن کردم و دیدم که به جای شیر پسرم خون برگردونده.
حساب کنید از پسر 14 روزه ام دو سرنگ خون گرفتند،من که اصلا تحمل دیدنش رو نداشتم، یه گوشه ای وایستاده بودم و یکریز اشک می ریختم

بالاخره خون رو گرفتند و رادین هم یکریز جیغ کشید. جواب آزمایش رو بعد از ظهر قرار بود بدن ،تا بعد از ظهر صبر کردن برام خیلی سخت بود. چه حالی داشتم بماند
عصر ساعت 5 رفتیم و جواب رو گرفتیم و برای اولین بار بردیم پیش فوق تخصص نوزادان،آقای دکتر مهرداد میرزا رحیمی. جواب آزمایش رو حسابی بررسی کرد و گفت که بچه چیزیش نیست اما علتی هم برای استفراغ خونی بهم نگفتند.
عمو دکتر خیلی خوشحالمون کردو کلی خدا رو شکر کردیم و همون روز برای پسرم پیش دکتر پرونده باز کردیم وقرار شد پسرمون رو همش ببریم پیش عمو دکتر خوبش...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

روز سخت
